بازرگآنلاین

 

 

 

تماس
ایمیل
مسنجر
 
وبلاگ دوستان
مینوشکا
شاهین
حسین خاکی
حسن
عمو پژمان†
 
آرشیوˆ
March 2004
April 2004
May 2004
June 2004
July 2004
August 2004
September 2004
October 2004
November 2004
January 2005
February 2005
March 2005
May 2005
June 2005
July 2005
September 2005
December 2005
January 2006
May 2006
August 2006
September 2006
November 2006
February 2007
March 2007
May 2007
 
آمار
 
 

 


حربا


جمعه شب قراره با جوجه شماره دو بری بیرون .رستورانی , باری و یا دست کم یک فیلمی چیزی ...اما باس از الان روجوجه شماره یک کار کنی. میتونی بگی داری میری یک مهمونی خانوادگی کسل کننده و یا اینکه مجبوری تا دیر وقت جمعه کار کنی. میدونی اصلا" بگو " دپ " زدی و میخوای تنها باشی میتونی از اون کتاب " مردان مریخی , زنان ونوسی " نقل قول کنی که نیاز به خلوت داری و از این خزعبلات...خلاصه یه کاریش بکن.

جمعه شب میری جلو آینه , ریش رو سه تیغ میکنی. مسواک یادت نره. دوش اتکلن میگیری. کل و کول , مخصوصا" چونه و اطراف خیلی مهمه. ژل هم بزن. تریپ پلو خوری اصلا " نمیزنی. مهم اینکه ظاهرت " کول " باشه. آماده ای؟ دم در دوباره چک میکنی : کیف پول , آدامس , سی دی , و یه دونه " جلو گیری کننده " برای روزه مبادا یا ببادا....

چنتا چیز : یکی اینکه یادت باشه این دفعه در ماشینو براش وا کنی وگرنه تمام برگشتن رو باس اظهار ندامت کنی و یا جفنگیاتی درمورد سیستم دزد گیر ماشین و ارتباطش با در طرف کمک راننده سرهم کنی.بدش اینکه یهو نشی استاد آناتومی و اراجیف پزشکی بگی. هی هم خاطره نگو. مطلقا" از جوجه های دیگه حرف نمیزنی. میدونی,سعی کن بشتر تائیدش کنی. ....

حالا داری میرسی دم خونش , سعی کن خودت باشی...

ادامه دارد!!

Wednesday, April 14, 2004