|
|
|
شامپو و چرم و دریا
|
دمه " دریا" , نصفه شب, صورتش رو فرو کرد توی یه مشت موی خیس . بوی شامپو با بوی چرم و بوی دریا مخلوط عجیبی شده بود.بدنش داغ بود با این که از باد مور مور شده بود. دستش روگرفت , پاش رو گذاشت تو آب .پاهاش یخ زد ولی کم کم با آب اخت شد و رفت جلو و جلو تر...حالا دیگه فقط گردنش بیرون از آب بود.چشماش رو بست دماغش رو گرفت. حاضری؟ یک , دو , سه رفت زیر آب. چشماش رو وا کرد . این پایین خیلی گرم تره . گفتم که؟... ...
بیرون سرده...دوباره صورتش رو فرو کرد تو یه مشت موی خیس...حالا فقط یه بوی غالب میاد....بوی دریا....... |
|
Tuesday, March 06, 2007
|
| |
|